محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )

134

در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )

شما از تنگى قبرها و شدّت غم و اندوه و ترس از قيامت و درهم ريختن استخوان‌ها و كر شدن گوش‌ها و تاريكى لحد و وحشت از آينده و غم و اندوه فراوان در تنگناى گور و پوشانده شدن آن با سنگ و خاك چه مىدانيد ؟ پس اى بندگان خدا را خدا را پروا كنيد ، كه دنيا با قانونمندى خاصّى مىگذرد ، شما با قيامت به رشته‌اى اتّصال داريد ، گويا نشانه‌هاى قيامت ، آشكار مىشود و شما را در راه خود متوقف كرده ، با زلزله‌هايش سر مىرسد ، سنگينى بار آن را بر دوش شما نهاده ، و رشته پيوند مردم با دنيا را قطع كرده ، همه را از آغوش گرم دنيا خارج ساخته است . گويى دنيا يك روز بود و گذشت ، يا ماهى بود و سپرى شد . تازه‌هاى دنيا كهنه شده و فربه‌هايش لاغر گرديده است ، سپس به سوى جايگاهى تنگ ، در ميان مشكلاتى بزرگ و آتشى پر شراره مىروند كه صداى زبانه‌هايش وحشت‌زا ، شعله‌هايش بلند ، غرّشش پرهيجان ، پرنور و گدازنده ، خاموشى شعله‌هايش غير ممكن ، شعله‌هايش در فوران ، تهديدهايش هراس‌انگيز ، ژرفايش ناپيدا ، پيرامونش تاريك و سياه ، ديگهايش در جوشش ، و اوضاعش سخت وحشتناك است . واژه‌شناسى المعقل : پناهگاه . الذّروة : اوج . مبادرة الموت : آمادگى براى مرگ . الغمرات : سختيها . الأرماس : گورها . الإبلاس : اندوه و نوميدى و شكستگى .